X
تبلیغات
رایتل
























لحظه های دوستداشتنی

عکسها و یادداشتهای مریم

     زن و شوهر جوانی را دیدم که چند سال از زندگی مشترکشان می گذشت. زن جوان  

     برای رسیدن به این آقای شوهر چه تلاشها و چه صبرها که نکرده بود. همیشه با وسواس  

     زیاد مدتها در راه شناخت همسر آینده اش زحمت کشیده بود و بلاخره این امر میسر شد. 

     خانوم عزیز یک عدد موجودِ شوهر را پس از بررسی های گوناگون به همسری پذیرفت. دیگه 

     همه می دونستیم این دو زوج عالی و زبانزدی خواهند بود آقای محترم در نظر اول بسیار 

     مودب  و با شخصیت به نظر می رسید و در همه جمعها می درخشید و براستی در کنار هم 

     فوق العاده بودن اینقدر که همه به دخترای دم بخت می گفتن : فلانی و ببینید اینه نتیجه   

     تحقیق و تفحس برای انتخاب همسر خوب !!  

     حالا بعد از چند سال یعنی ۲ - ۵/۲ سال آقای خونه رو مبل بشینه مثل لیسیتین میشه ،  

     تو آشپزخونه شبیه خیار چمپله ، جلوی تلویزیون مثل مرده ای با چشمان باز ، وقتی 

     حرف می زنه انگار پارازیت ذهنیه ، لباس مهمونیش انگار بازار سید اسماعیله خلاصه که  

     با هیچی چفت نمی شه و جور در نمیاد ...  

 

     نتیجه اینکه : شوهر یه موجودیه مثل وسایل خونه که مدتها  وقت صرف دیدن 

                              و پسندیدنش کردی و وقتی اونو می خری و می بری خونه  

                              می بینی هیچ جا و با هیچ کدوم از وسایل خونه جور در نمیاد !!

نوشته شده در یکشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1389ساعت 11:01 ق.ظ توسط مریم نظرات (4)

Design By : Pars Skin